مدیریت تکنولوژی - تکنولوژی

مدیریت تکنولوژی

مدیریت تکنولوژی

 

اولین کسی که بحث مدیریت علمی و فنی را مطرح کرد فردریک تیلور ) پدر مدیریت علمی و مهندسی صنعتی ( بود.

 

 

در بحث تکنولوژی مدیریت، تکنیک ها، اصول و فنون مدیریت را یاد می گیریم ولی در مدیریت تکنولوژی بر تکنولوژی، مدیریت می کنیم.

 

تعریف مدیریت تکنولوژی Management Of Technology (MOT)

 

 

مدیریت تکنولوژی یک حوزه میان رشتهای است که شامل علوم، مهندسی و دانش و علوم مدیریت می باشود، که محوریت آن تکنولوژی و بعنوان عنصری است که خلق ثروت میکند.

 

    • مدیریت تکنولوژی به خلق، کسب و توسعه تکنولوژی میپردازد تا از طریق آن نیازهای مشتری را پاسخگو باشد.. خلق تکنولوژی بایستی با نیازهای مشتری هماهنگ و اهداف اجتماعی را تحقیق بخشد.

 

مدیریت تکنولوژی بخودی خود علم فرا رشته ایست، این دانش دو حوزه کاملا جا افتاده را در بر میگیرد.

 

 

-1 سازماندهی و مدیریت

 

-2 علوم طبیعی و مهندسی علاوه بر آن دامنه وسیعی از دیگر رشته ها چون علوم اجتماعی، تکنولوژی، اطلاعات و مهندسی صنایع را در بر میگیرد که به نوعی به کمک مدیریت با تکنولوژی می آیند.

 

-مدیریت تکنولوژی، علمی است که رشته های مهندسی، علوم پایه و علوم مدیریتی را به هم پیوند داده تا با برنامه ریزی و توسعه توان تکنولوژی لازم اهداف استراتژیک و عملیاتی سازمان را شکل داده و محقق سازد.

مدیریت تکنولوژی:

 

 

مدیریت تکنولوژی از دیدگاه اندیشمندان نامی مدیریت مدیریت تکنولوژی، هنر و علم خلق ارزش از طریق استفاده از تکنولووژی در کنار سایر منابع سازمان.

 

 

- مدیریت تکنولوژی آن دسته از رشته هایی که بر خلق تکنولوژی تمرکز و تأکید دارند و به آن دسته از رشته هایی که تبدیل آن را به ثروت میسر میسازد مرتبط مینماید.

 

- مدیریت تکنولوژی نحوه خلق تکنولوژی را بررسی و نحوه بهره برداری از آن را بطوری که فرصت خلق کند بررسی میکند و سپس نحوه یکپارچه کردن استراتژی تکنولوژی با استراتژی تجاری را بررسی میکند.

 

 

- نحو ه استفاده از تکنولوژی برای کسب مزیت رقابتی، نحوه انعطاف پذیری سیستم های تولید و خدماتی و نیز مقابل ساختار سازمانی با تغییر تکنولوژیک و زمان استفاده و عدم استفاده ازتکنولووژی را بررسی میکند.

 

و اما مدیریت تکنولوژی چیست و چه تعریفی دارد.

 

مدیریت تکنولوژی دارای ابعاد ملی، سازمانی و فردی است.

 

در سطح ملی در طراحی سیاست های عمومی مورد استفاده قرار می گیرد.

در سطح شرکت ها )سازمانی( در خلق و پایداری مزیت های رقابتی مورد استفاده قرار می گیرد.

 

در سطح )فردی( موجب افزایش ثروت فرد در جامعه می شود.

مدیریت تکنولوژی در سطح بنگاه:

 

مدیریت تکنولوژی در سطح بنگاه شامل فعالیت های مختلف یک شرکت می شود .

 

مدیریت تکنولوژی در سطح ملی و دولتی:

 

تعریفی که از مدیریت تکنولوژی در سطح کلان شده است، به این صورت است که مدیریت تکنولوژی در سطح کلان یک حوزه دانشی است که در تدوین و اجرای سیاست هایی که مربوط به طراحی و توسعه تکنولوژی، کاربرد آن و اثر تکنولوژی بر جامعه و سازمانها دارد می پردازد. هدف از مدیریت تکنولوژی در سطح ملی، ایجاد انگیزه، ایجاد رشد اقتصادی و تقویت تکنولوژی و بهره گیری از تکنولوژی در جهت منافع بشریت و انسان هاست.

 

مدیریت تکنولوژی در سطح ملی بیشتر بر نقش سیاست های عمومی در پیشرفت علوم و تکنولوژی و همچنین اثر تکنولوژی بر جامعه و اثر آن بر ایجاد رشد و پویایی اقتصادی تاکید دارد.

در کشورهایی که از رشد و پویایی اقتصادی برخوردارند از تکنولوژیهای روز بهره گرفته اند و هر کشوری که بیشتر به این نقش توجه کرده در بازارهای بین المللی حضور جدی داشته و از رشد و پویایی اقتصادی خوبی برخوردار بوده است. مدیریت تکنولوژی در سطح ملی دیدگاههای کلان تکنولوژی را مشخص می کند، نقشه راه تکنولوژی آن جامعه و کشور را مطالعه و بررسی می کند و به مسئولین و تصمیم سازان جامعه برای استفاده از تکنولوژی در پویایی صنعت و شرکتهای زیرمجموعه آن جامعه خط مشی می دهد .

چرایی و ضرورت مدیریت تکنولوژی

 

 

جهان در حال تغییر است و این تغییرات در چند دهه اخیر و به خصوص هزاره سوم تغییر کرده است. امروزه هزاره سوم را عصر دیجیتال، عصر اطلاعات و عصر IT نام نهاده اند. امروزه پایه های تمدن صنعتی در مقابل اطلاعات و IT در حال سست شدن است و اطلاعات و IT نقش کلیدی در تمدن صنعت ایفا می کند. تحولاتی که در فرآیند سرعت، کیفیت تولید و تکنولوژیهای نو در جامعه و در جهان بیرونی مشاهده می شود همگی حاکی از سرعت تکنولوژی است. با این تغییرات، تکنولوژیهای جدید و نوظهور باعث پویایی تجارت شده است و باعث فعالیتهای اقتصادی گردیده است.

 

شاید شکل گیری اقتصادهای جهانی مثل اتحادیه اروپا و ... به دلیل رشد تکنولوژی بوده و مشکلاتی که این رشد تکنولوژی در بستر رقابتی ایجاد کرده است باعث این گردهمایی ها شده تا بتوان توانمندی ها را مضاعف کرد و توان رقابت پذیری را فراهم کرد.

 

با توجه به رشد تکنولوژی، بازار به شدت رقابتی شده و مدیران و شرکتها را به چالش کشیده و بر سازمانها اثر جدی و آنی گذاشته است و اگر سازمان بخواهد خود را با این چالش ها همسو کند باید به بحث مدیریت تکنولوژی توجه کند و اگر این همسویی صورت نگیرد حتما منجر به فناست و از دایره و قاعده بازی در بازارهای بین المللی به دور خواهد ماند.

 

با توجه به این تغییرات که در عرصه بین المللی رخ داده موضوع مدیریت تکنولوژی و ایجاد واحدهای مدیریت تکنولوژی در سازمان ها قوت گرفته است چرا که با کمک مدیریت تکنولوژی می توان تکنولوژی روز مربوط به محصولات را در سطح ملی و بین المللی رصد کنیم و فضایی را برای سازمان و مدیریت ایجاد نمائیم تا سازمان بتواند برای رسیدن به مزیت های رقابتی و تکنولوژی آماده شود.

 

امروزه شرکتهای بزرگ بین المللی و ابر شرکتها عموما در ساختار تشکیلاتی خود، مدیریت تکنولوژی را ایجاد کردند زیرا که مدیریت تکنولوژی، تکنولوژی محصولات آنها را رصد کرده و دانش روز مرتبط با تکنولوژی محصولاتشان را مطالعه می کند. دانش های نوظهوری که می تواند بر تکنولوژی محصولات آنها اثر بگذارد را رصد کرده و اخطارهای لازم را به مسئولین و تصمیم گیران شرکتها می دهد و از اینرو خطر عدم رقابت پذیری را در سازمان کم می کند.

 

مدیرت تکنولوژی یک داشبورد مدیریتی از رشد و توسعه تکنولوژی در حوزه خودش برای مدیریت ایجاد می کند تا مدیریت را هوشمند کرده و مدیریت را در تدوین استراتژی و برنامه های کلان سازمانی آنها کمک کند.

دیدگاه خود را بیان کنید

پشتیبانی آنلاین

تمامی حقوق برای شرکت فناوری اطلاعات گیلاس خندان محفوظ است