بازاریابی(بخش ششم) انواع بازاریابی - کسب و کار

بازاریابی(بخش ششم) انواع بازاریابی

بازاریابی(بخش ششم) انواع بازاریابی

 

ابعاد گوناگون مارکتینگ

بازار گرایی: گرایش به بازار و نیاز مشتریان اولین ویژگی بازاریابی جدید است. مدیر کامیاب کسی است که سازمان را با شرایط روز همگام کند و این زمانی امکانپذیر است که کارکنان و مدیران گرایش به بازار را به عنوان یک فرهنگ و بینش بپذیرند و دنبال کنند.

 

بازار شناسی: "شناخت" لازمه ي هر حرکت عاقلانه و هر تصمیم اصولی است. شناخت بازار تلاشی نظام مند است براي گردآوري، ضبط و ثبت اطلاعات مربوط به هم هي اجزاي تشکیل دهندهي نظام بازار و همه عواملی که بر نظام بازار تاثیر میگذارند.

 

بازاریابی: بازاریابی یعنی جستجو براي یافتن مناسبترین بازار و بخشهایی که سازمان میتواند در آنجا به صورت مفیدتر و موثرتر حضور یابد و پاسخگوي نیاز و خواسته مردم باشد. بازاریابی یعنی بخشبندي یا تقسیم بازارها و تعیین محولالت شرکت براي مناسب ترین بازارها.

 

بازار سازی: یعنی نفوذ در بازار و معرفی و شناساندن سازمان و محصولات و خدمات آن با استفاده از عوامل قابل کنترل بازاریابی)محصول، قیمت، توزیع و ترفیع فروش(. بازاریابان با بکارگیري درست و اصولی این عوامل میتوانند در شرایط مختلف جایگاهی در بازار براي خود به دست آورند و با سیاستها و برنامه هاي مناسب سهم بیشتري از بازار را در اختیار بگیرند

. بازار گردی: وظیفه اي است که بازاریاب را وادار میسازد تا بیش از دیگران با تحولات و تغییرات بازارها آشنا گردد. این آگاهی از طریق حضور در صحنه رقابت و مبادله و مشاهده بازارها امکانپذیر است. شرکت کردن در نمایشگاهها، بازدید از بازارهاي گوناگون و بودن در محیط بازار، دید مدیران را بازتر میسازد. به عبارتی، مهمترین نقش بازار گردي تقویت و گاهی تغییر"دید" است.

 

بازار سنجی: یعنی تحلیل موقعیت بازار با توجه به آنچه بودیم و داشتیم، آنچه هستیم و داریم و آنچه باید داشته باشیم. همه محصولات و خدمات و سازمانها داراي منحنی عمر خاصی هستند که این منحنی شامل مراحل معرفی ریا، رشد، بلوغ و اشباع، و افول است و هر مرحله شرایط ویژه اي دارد که بازاریاب باید براساس این ویژگیها واکنشهاي مناسبی نشان دهد. بازار سنجی یا ارزشیابی و سنجش فعالیتهاي سازمان، نقاط قوت و ضعف را به خوبی نمایان میسازد.

بازار داری: یعنی حفظ مشتریان کنونی و تشویق و ترغیب آنان به خرید بیشتر و تداوم خرید از طریق ایجاد" رضایت "در آنان. آگاهی از رفتار مشتریان، ارتباط برقرار کردن با آنان، داشتن اطلاعات روانشناختی و جامعه شناختی و نیز اطلاع داشتن از حرکات و امکانات رقبا نقش ارزنده اي در حفظ مشتري دارد.

 

بازار گرمی:براي بازار داري لازم است بازار گرمی را از دست ندهیم. بازارگرمی یعنی تبلیغات و تشویقات به موقع جهت آگاه ساختن، متقاعد ساختن و ترغیب مشتریان براي ارتباط بیشتر با سازمان و خرید از آن و مقابله با حرکات رقیب. یکی از مهمترین ابزارهاي بازار گرمی استفاده از خلاقیت ها، نوآوريها و ابتکارات است.

 

بازار گردانی: بازار گردانی یعنی مدیریت بازار که شامل برنامه ریزي، اجرا و کنترل امور گوناگون بازار و ابعاد مختلف بازاریابی است. بازار گردانی شامل تنظیم و تنظیم استراتژيها و برنامه ها، سازماندهی و اجراي همهي امور مربوط به شناساندن و معرفی محصولات شرکت به بازار ها، نظارت بر فعالیتها براي دستیابی به اهداف سازمان و ایجاد رضایت براي مشتریان و جامعه است.

 

مدیریت بازاریابی

 

مدیریت بازاریابی عبارت است از"تجزیه و تحلیل، طرح ریزي، اجرا و کنترل برنامه هاي تعیین شده براي فراهم آوردن مبادلات مطلوب با بازارهاي مورد نظر به منظور دستیابی به هدفهاي سازمان". تاکید مدیریت بازاریابی بیشتر بر تعیین محصولات سازمان بر مبناي نیازها و خواسته هاي بازار مورد نظر و نیز استفاده از قیمت گذاري، ارتباطات و توزیع موثرجهت اگاهی دادن، ایجاد محرک و ارائه خدمت به بازار است.

 

وظایف مدیریت بازاریابی

 

مردم معمولا مدیر بازاریابی را کسی میدانند که وظیف هي اولیه ي او ایجاد تقاضا براي محصولات سازمان است. ما این یکی از انواع وظایفی است که مدیر بازاریابی بر عهده دارد. وظایف دیگر او منظم کردن سطح تقاضا و زمان بندي آن و ارائه مشخصات تقاضا براي دستیابی به اهداف سازمان است.

 

سازمان سطح مطلوبی از معامالت یا بازارها را در نظر میگیرد که در هر مقطعی از زمان ممکن است سطح تقاضاي واقعی پایین تر یا بالاتر از این سطح مطلوب یا مساوي با آن باشد. این موضوع باعث هشت وضعیت زیر مشخص میشود:

تقاضای منفی: تقاضاي منفی وضعیتی است که در آن بیشتر بخشهاي مهم بازار بالقوه، به محصول و خدمات تمایل ندارند. براي مثال عده اي از مردم در مورد مسافرت با قطار تقاضاي منفی دارند. وظیفه ي مدیر بازاریابی در این زمان، بویژه اگر تقاضا مثبت باشد، این است که با طرحهاي خود باعث شود تا با بالا رفتن تقاضا، آن را از حالت منفی به مثبت و سرانجام به سطحی مساوي با عرضه مثبت برساند.

 

نبودن تقاضا: در این حالت سه نوع گروهبندي وجود دارد که عبارتند از: ا

لف(محصولات ظاهرا بی ارزش، مثل کاغذهاي باطله.

ب(محصولات با ارزش اما غیر قابل استفاده در محل، مثل قایق در مناطق خشک.

ج( محصولاتی که جنبه ي نوآوري دارد و تقاضایی براي آنها وجود ندارد، زیرا بازار هدف درباره ي آنها اطلاع کافی ندارد. وظیفه ي تبدیل نبود تقاضا به تقاضاي مثبت را"بازاریابی ترغیبی" مینامند. این نوع بازاریابی کار دشواري است. در عین حال، براي هر یک از گروه بندي هاي مزبور روشی وجود دارد. براي نمونه، مورد" الف "را براي رفع نیاز موجود در بازاربا تولید مقوا، مورد" ب "را با ایجاد دریاچه ي مصنوعی یعنی تغییر محیط و تحریک تقاضا و مورد" ج "را با آموزش دادن اطلاعات یا حتی توزیع محصول در نقاط مختلف جبران کرد.

 

تقاضای پنهان: تقاضاي پنهان وضعیتی است که در آن عده ي زیادي از مردم نیاز شدید مشترکی به محصولات یا خدماتی دارند که فعال وجود ندارد. تقاضاي پنهان شدیدي براي داشتن بزرگراهها، اتوبوسهاي تمیز و سالم، پارکهاي تفریحی و غیره وجود دارد. بازاریاب باید فردي ماهر در شناسایی اینگونه زمینه ها بوده، بتواند با هماهنگی همه وظایف بازاریابی، بازار را با روشی منظم توسعه دهد.

 

تقاضای تنزلی: تقاضاي تنزلی وضعیتی است که در آن تقاضا براي محصل یا خدمتی کمتر از سطح قبلی است و کاهش بیشتر از آن نیز پیشبینی میشود. دلیل این امر عدم تلاش در جهت بهسازي و بازسازي بازار مورد نظر، محصولات یا فعالیتهاي بازاریابی است.

 

دیدگاه خود را بیان کنید

تمامی حقوق برای شرکت فناوری اطلاعات گیلاس خندان محفوظ است