بازاریابی (بخش دوم )افتصاد دانش - کسب و کار

بازاریابی (بخش دوم )افتصاد دانش

بازاریابی (بخش دوم )افتصاد دانش

اقتصاد دانش

 

با توجه به روند توسعه اقتصاد و اهمیت نقش دانش در آن، پس از اقتصاد منابع، اقتصاد مطرح بعدی اقتصاد دانش محور بود که پیشرو آن کشورهای صنعتی مانند آلمان بودند. شاید یکی از مهمترین سوالاتی که به حضور و ظهور این اقتصاد دامن زد، موفقیت کشورهایی بود که بدون داشتن منابع مورد نظر اقتصاد منابع با محوریت منابع فیزیکی، توانستند کسب کنند. تعاریف متفاوتی برای دانش ارائه شده است. به عنوان مثال، نوناکا اشاره میکند که دکارت دانش را به دو بخش تقسیم میکند: "عینی، که چیزی را میداند و موضوعی، که دانسته می-شود". او معتقد است که دانش موضوع، تنها در ذهن یک انسان وجود دارد و قابل نوشته شدن یا انتقال به عین نیست. دانش حاصل ترکیب اطلاعات، تئوری و تجربه میباشد. با این تعریف می توان بعد عملی و نظری مفهوم دانش را نیز تامین کرد. در ادبیات موجود، دانش خود به دسته های متفاوت تقسیم میشود که میتوان به صریح و ضمنی، فردی و جمعی، عینی و تجربی، علمی و کاربردی اشاره کرد. در اینجا به تقسیم بندی دانش صریح و ضمنی اشاره میکنیم.

دانش ضمنی: به دانسته های تجربی موجود در نیروی کار سازمان که به صورت مکتوب در نیامده است.

دانش آشکار : مجموعه دانسته های علمیِ تجربه شده، تکنولوژی و دانش فنی مستند شده ی یک سازمان کار را در بر دارد

اقتصاد دانش محور اقتصادی است که در آن تولید، توزیع و استفاده از دانش عامل اصلی رشد، ایجاد ثروت و اشتغال زایی در همه صنایع است. ارزشها دراقتصاد دانش با اقتصاد سنتی تفاوت دارد وسمت وسوی آن به سمت داراییهای معنوی وبه کارگیری دانش درتولیدات وخدمات تمایل دارد. بخش عمده ای از بازده سازمان ها ناشی ازتولید اطلاعات ودانش است. بازده عمده اقتصادی آن به میزان و نوع دانش واطلاعات درفرایند تولیدبستگی دارد .نتایج مطالعات اخیر OECD نشان می دهد که بیش از نیمی ازتولید ناخالص ملی حاصل دانش است. این امرشامل تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات، کامپیوتر، نرم افزار، آموزش وپرورش وتلویزیون و... می باشد. صنایع دارای تکنولوژی های پیشرو طی دودهه گذشته دو برابر شده است که تقریبا ً٢٥% تولید ناخالص ملی را تشکیل می دهد. خدمات دانش مدار نیز سریع تررشد کرده اند. این مهم تنها هنگامی امکان پذیر است که سازمان به طورمستمر ظرفیت خود را افزایش دهد و ازطریق توسعه دانش فردی، فضای لازم برای یادگیری گروه و درنتیجه یادگیری سازمانی را فراهم کند وآن را درجهت خلق تکنولوژی جدید و ایجاد مزیت رقابتی به کار گیرد. دراقتصاد صنعتی منابع طبیعی،ثروت های خدادادی وامکانات فیزیکی، عوامل اساسی تولید ثروت تلقی می شدند؛ درحالی که دراقتصاد جدید، دانش، یادگیری، فناوری و قابلیتهای محوری عوامل اصلی تولید ثروت ورفاه جامعه هستند.

دیدگاه خود را بیان کنید

پشتیبانی آنلاین

تمامی حقوق برای شرکت فناوری اطلاعات گیلاس خندان محفوظ است