روانشناسی مثبت سازمانی - آموزش

روانشناسی مثبت سازمانی

روانشناسی مثبت سازمانی

روانشناسی مثبت سازمانی

Organizational positive psychology

ز زمینه های کاربرد علم روانشناسی مثبت گرا تاکید بر تفاوت در توانمندیها و استعدادهای فردی است. این درحالی است که در دیدگاه سنتی و در محیطهای آموزشی و در سازمانها تاکید بر همسان سازی افراد است و در نتیجه در جاهایی که افراد از توانمندی کافی برخوردار نیستند آنها را تحت فشار میگذارند تا بتوانند در زمینه ای که علاقه و توانمندی در آن ندارند رشد کنند. نمونه بارز یک چنین امری را میتوان در سریال قصه های مجید دید. مجید که شاعر چیره دست و جوانی است در ورزش از توانمندی و استعداد کافی برخوردار نیست. با این حال مجید بعد از فشار و تمرین زیاد در نقطه ای که در آن ضعف هست ورزش را 20 شد، اما در سایر دروس شکست خورد! این تاکید بر روی نقاط ضعف است که میتواند افراد را در زمینه هایی که واقعاً پتانسیل رشد دارند نابود کند. نمونه بارز دیگر این امر انیشتین است که برای مثال علاقه ای به تاریخ نداشت و در این درس هرگز موفق نبود. شاید متعجب شوید، اما تنها 20 درصد از افراد جهان هستند که شانس بهره گیری از توانمندیهای خود را در زندگی روزمره دارند! شاید این به یک نگرش غلط در خصوص انسانها باز میگردد که باید نقاط آسیب و ضعف آنها را درمان کرد.

علم مثبت گرایی با تاکید بر تفاوت در توانمندیها و استعدادهای افراد خواهان سرمایه گذاری در این تفاوتهاست. بوچینگهام و کلیفتون در کتاب خود" کشف توانمندیها" این را یک اصل مهم برای مدیران و سازمانهای موفق و سرآمد میدانند که بتوانند استعدادها و توانمندیهای منحصر به فرد هریک از کارکنان را شناسایی کرده و آنها را دقیقا به کارهایی مشغول کنند که بیشترین تناسب و هماهنگی را با توانمندیها و استعدادهای آنها دارد. برخلاف دیدگاه سنتی که افراد در زمینه هایی که در آن ضعف دارند آموزش داده میشوند، اما به زعم مثبت گرایان افراد باید درست در جایی که بیشترین شانس موفقیت را دارند توسعه داده شوند. البته، این به معنی این نیست که نقاط ضعف افراد به کل نادیده گرفته شود.

اما در کل، تفاوتها جالب هستند، ادمها باید متفاوت باشند تا یکی بشود بتهون (بزرگترین آهنگساز دنیا)، یکی بشود پیکاسو (بهترین نقاش دنیا) و یکی هم بشود بیل گیتس (بزگترین مغز متفکر کامپیوتر) ادیسون (مخترع برق)، انیشتین (مغز متفکر فیزیک) و تصور کنید اگر مسیر همه این افراد یکی بود!

 

افراد در برخی زمینه ها صاحب استعداد و توانمندی بیشتری هستند؛

افراد از حیث توانمندی و استعداد با یکدیگر تفاوت دارند؛

لازم است افراد در زمینه هایی مشغول بکار و فعالیت شوند که بیشترین تناسب را با توانمندیهای خود دارند؛ در این صورت افراد از انجام کاری که مشغول به آن هستند لذت بیشتری می برند و میتوانند خلاقانه تر عمل کنند؛

باید فرصت شناسایی، توسعه و بکارگیری توانمندی¬های افراد فراهم شود. یکی از روشهای بسیار مناسب و کابردی و اثربخش در این زمینه روش بهترین خود بازخورد است که طی آن حدود 20 نفر از افراد نزدیک به شخص یک لیست شامل پنج زمینه یا موردی را که فرد در آن بهترین عملکرد را دارد را تهیه کرده و در اختیار وی قرار میدهند. این لیست میتواند توانمندیها و استعدادهایی را که ممکن است برای خود شخص چندان آشکار نبوده باشد را نمایان کرده و مبنای توسعه فردی وی قرار دهد.

منبع

محمدفروهر مترجم، مولف، پژوهشگر و مدرس مثبت گرایی فردی و سازمانی.

 

دیدگاه خود را بیان کنید

تمامی حقوق برای شرکت فناوری اطلاعات گیلاس خندان محفوظ است