استراتژی قیمت گذاری - آموزش

استراتژی قیمت گذاری

استراتژی قیمت گذاری

استراتژی قیمت گذاری

Pricing strategy

یکی از سخت ترین و در عین حال مهم، مسائلی که شما باید به عنوان یک کارآفرین تصمیم بگیرید این است که کدام روش قیمت گذاری در کسب و کار شما دنبال شود. تعیین دقیقا چقدر هزینه برای محصولات یا خدمات شما یک گام مهم در جهت تنظیم استراتژی قیمت گذاری بلند مدت شما به عنوان یک شرکت است.

در حالی که هیچ روش درستی برای تعیین استراتژی قیمت گذاری شما وجود ندارد، در اینجا برخی از روش ها و روش های قیمت گذاری که به شما کمک می کند تصمیم گیری آگاهانه ای را مطابق با اهداف کسب و کار خود قرار دهید، وجود دارد.

قبل از اینکه ما به روشهای واقعی قیمت گذاری دست یابیم، در اینجا برخی از عواملی که باید در هنگام ساخت استراتژی قیمت گذاری خود مورد توجه قرار دهید، عبارتند از:

موقعیت استراتژی قیمت گذاری شما

چگونه محصول خود را در بازار قرار دهید؟ آیا قیمت گذاری یک بخش کلیدی از این موقعیت است؟ اگر در حال خرید یک فروشگاه تخفیف هستید، همیشه سعی می کنید قیمت های خود را تا آنجا که ممکن است پایین نگه دارید(یا حداقل کمتر از رقبای خود).

از سوی دیگر، اگر شما محصول خود را به عنوان یک محصول لوکس منحصر به فرد قرار دهید، قیمت بسیار پایین ممکن است در واقع باعث آسیب برند شما شود. قیمت گذاری باید با موقعیت شما در بازار سازگار باشد. مردم واقعا به این فکر می کنند که شما چه چیزی را می پردازید.

چگونه استراتژی قیمت گذاری شما تحت تاثیر تقاضا قرار خواهد گرفت

چگونه قیمت گذاری شما بر تقاضا تاثیر می گذارد؟ شما باید برخی از تحقیقات اساسی بازار را انجام دهید تا این کار را بیابید، حتی اگر آن را غیررسمی کنید. 10 نفر را برای پاسخ دادن به یک پرسشنامه ساده بفرستید و از آنها بپرسید «آیا این محصول یا خدمات را در قیمت X خریداری می کنید؟

قیمت Y قیمت Z؟ "

برای یک سرمایه گذاری بزرگتر، شما می خواهید انجام دهید چیزی رسمی، البته - شاید استخدام یک شرکت تحقیق بازار. اما حتی یک تمرین کننده تنها می تواند یک منحنی پایه را نشان دهد که در قیمت X، X 'درصد خواهد خرید، در Y قیمت، Y خواهد شد خرید، و در Z Z Z قیمت خرید خواهد شد.

هزینه

محاسبه هزینه ثابت و متغیر مربوط به محصول یا سرویس شما.

چقدر "هزینه کالاها"، یعنی هزینهی مربوط به هر کالا که فروخته شده یا خدمات تحویل داده شده، و چقدر "سربار ثابت" ثابت است، یعنی تغییری نمیافتد، مگر اینکه شرکت شما به طور چشمگیری در اندازه تغییر کند؟

به خاطر داشته باشید که حاشیه ناخالص (قیمت منهای هزینه کالاها) به اندازه کافی سربار ثابت شما را پوشش می دهد تا شما سود خود را تبدیل کنید. بسیاری از کارآفرینان اهمیت این را کم اهمیت و پس از انتخاب روش متداول قیمت گذاری برای آنچه کسب و کار خود را واقعا می تواند نگه داشتن آنها را به مشکل می شود.

فاکتورهای محیطی

آیا محدودیت های حقوقی یا دیگر قیمت گذاری وجود دارد؟ به عنوان مثال، در برخی از شهرستانها، هزینه های بکسل از حوادث خودکار با قانون ثابت قیمت تعیین می شود. یا برای پزشکان، شرکت های بیمه و Medicare فقط یک قیمت خاص را بازپرداخت می کنند. همچنین، چه اقدامات احتمالی ممکن است رقبا خود را انجام دهند؟ آیا یک قیمت پایین از شما سبب قیمت جنگ می شود؟ پیدا کردن آنچه که عوامل خارجی ممکن است بر استراتژی قیمت گذاری شما تأثیر بگذارد.

گام بعدی تعیین اهداف قیمت گذاری شما است. شما با تلاش خود برای رسیدن به قیمت خود چه می کنید؟

حداکثر رساندن سود کوتاه مدت به عنوان یک استراتژی قیمت گذاری

در حالی که این به نظر می رسد عالی است، در واقع ممکن است رویکرد بهینه برای سود بلند مدت باشد.

این رویکرد در شرکت هایی که بوت استرپینگ رایج هستند، رایج است، زیرا جریان نقدی مهمترین نکته است. این نیز در میان شرکت های کوچکتر است که امیدوار هستند تا در اسرع وقت سرمایه گذاری های خود را جذب کنند.

به حداکثر رساندن درآمد کوتاه مدت به عنوان یک استراتژی قیمت گذاری

این رویکرد به دنبال افزایش سود بلندمدت با افزایش سهم بازار و کاهش هزینه ها از طریق اقتصاد مقیاس است. برای یک شرکت به خوبی تامین مالی یا یک شرکت جدید که تازه تاسیس شده است، درآمد ها در ایجاد اعتماد سرمایه گذاران مهم تر از سود است.

درآمد بیشتر در سود باریک و یا حتی از دست دادن نشان می دهد که این شرکت سهم بازار را به خود اختصاص داده و به احتمال زیاد سودآوری را به دست خواهد آورد. برای مثال، Amazon.com برای چندین سال درآمد سابقه ای را پیش بینی کرده بود،و سرمایه گذاری دربازار،اعتماد سرمایه گذاران بالا نشان داد که درآمد حاصل شده است.

این روش قیمت گذاری به دقت نشان دهنده ماموریت اصلی خود برای تبدیل شدن به بزرگترین خرده فروش آنلاین است.

حداکثر تعداد

چند دلیل ممکن برای انتخاب استراتژی قیمت گذاری وجود دارد. ممکن است با دستیابی به صرفه جویی در مقیاس، تمرکز بر کاهش هزینه های بلندمدت باشد.

این روش قیمت گذاری ممکن است توسط شرکتی که به خوبی با سرمایه گذاران و سایر سرمایه گذاران «نزدیک» آن را تأمین می کند، استفاده شود. یا ممکن است به حداکثر رساندن نفوذ بازار (فکر می کنم قیمت گذاری نفوذ) که به ویژه مناسب است زمانی که شما انتظار می رود تا مشتریان تکرار زیادی. این طرح ممکن است با افزایش هزینه ها یا افزایش مشتریان موجود در محصولات با سود بیشتر در جاده ها،سود را افزایش دهد.

حداکثر margin سود

این استراتژی قیمت گذاری مناسب ترین زمانی است که تعداد فروش یا انتظار می رود که بسیار کم و یا پراکنده و غیر قابل پیش بینی باشد. نمونه هایی از جمله جواهرات سفارشی، هنر، ماشین های دست ساز و دیگر اقلام لوکس.

تفکیک

در یک افراط، رهبری ارزان قیمت، نوعی تمایز از رقابت است. از سوی دیگر، یک قیمت با کیفیت بالا و یا یک سطح بالایی از خدمات را نشان می دهد. بعضی از افراد واقعا خرج کردن را فقط به این دلیل انجام می دهند که گران ترین چیز در منو است، به طوری که می تواند یک استراتژی قیمت گذاری مناسب باشد.

بقا

در شرایط خاص، مانند یک جنگ قیمت، کاهش بازار یا اشباع بازار، شما باید به طور موقت راهبرد قیمت گذاری را دنبال کنید که به سادگی هزینه های آن را پوشش می دهد و به شما اجازه می دهد تا عملیات خود را ادامه دهید.

اکنون که ما اطلاعاتی را که نیاز داریم روشن می کنیم و در مورد آنچه ما در تلاش برای رسیدن به آن هستیم، آماده هستیم که به روش های خاص قیمت گذاری کمک کنیم تا بتوانیم به اعداد واقعی ما برسیم.

همانطور که قبلا گفتیم، هیچ یک از روش های قیمت گذاری مناسب برای هر کسب و کار برای محاسبه قیمت ها استفاده نمی شود. هنگامی که فاکتورهای مختلفی را در نظر گرفته اید و اهداف خود را برای استراتژی قیمت گذاری خود تعیین کرده اید، اکنون باید راهی برای کاهش تعداد واقعی داشته باشید.

در اینجا چهار راه بالا برای محاسبه قیمت شما وجود دارد:

قیمت گذاری

قیمت را با هزینه تولید خود تنظیم کنید، از جمله هزینه کالاها و هزینه های ثابت در حجم فعلی خود، به اضافه یک حاشیه سود مشخص.

به عنوان مثال، ویدجت های شما 20 دلار در هزینه های مواد اولیه و تولید و در حجم فروش فعلی (یا پیش بینی اولیه حجم فروش) هزینه می گیرند، هزینه های ثابت شما به 30 دلار برای هر واحد می رسد. هزینه کل شما 50 دلار برای هر واحد است. شما تصمیم می گیرید که می خواهید با نشانه گذاری 20 درصد کار کنید، بنابراین شما 10 دلار (20 دلار و 50 دلار) را به هزینه اضافه می کنید و قیمت آن 60 دلار برای هر واحد است. تا زمانی که هزینه های خود را محاسبه کرده اید و حجم فروش خود را دقیقا پیش بینی کرده اید، همیشه به سود خود خواهید بود.

هدف قیمت بازگشتسرمایه

قیمت خود را برای رسیدن به هدف بازپرداخت سرمایه (ROI) تنظیم کنید. به عنوان مثال، اجازه دهید از وضعیت مشابه بالا استفاده کنیم و فرض کنیم که شما 10،000 دلار سرمایه گذاری کرده اید. حجم فروش مورد انتظار شما در سال اول 1000 واحد است. شما می خواهید تمام سرمایه گذاری های خود را در سال اول را جبران کنید، بنابراین شما باید 10،000 دلار سود را در 1000 واحد یا 10 دلار سود به ازای هر واحد، مجددا به قیمت 60 دلار در هر واحد بدهید.

قیمت گذاری مبتنی بر ارزش

قیمت محصول خود را بر اساس ارزش آن برای مشتری ایجاد می کند. این معمولا سودمند ترین روش روش قیمت گذاری است، اگر بتوانید آن را بدست آورید.

تنزیل شدید ترین در این است "قیمت برای عملکرد" قیمت گذاری برای خدمات، که در آن شما با توجه به نتایج به دست آمده شما در مقیاس متغیر است.

بگذارید بگوییم ویجت شما بالاتر از 1000 دلار در سال است که صرفه جویی می کند، مثلا هزینه های انرژی. در این صورت، 60 دلار به نظر می رسد مانند یک معامله - شاید حتی ارزان باشد. اگر محصول شما به طور قابل اعتماد این نوع صرفه جویی در هزینه را تولید کند، شما به راحتی می توانید 200، 300 دلار و یا بیشتر برای آن هزینه کنید و مشتریان با خوشحالی آن را پرداخت می کنند، زیرا پول آنها را طی چند ماه دریافت می کنند. با این حال، یکی دیگر از عوامل مهم است که باید در نظر گرفته شود.

دیدگاه خود را بیان کنید

پشتیبانی آنلاین

تمامی حقوق برای شرکت فناوری اطلاعات گیلاس خندان محفوظ است