نورومارکتینگ و بازاریابی زیرپوستی - آموزش

نورومارکتینگ و بازاریابی زیرپوستی

نورومارکتینگ و بازاریابی زیرپوستی

نورومارکتینگ و بازاریابی زیرپوستی

Subcutaneous Neuromarketing and marketing

نخستین‌بار در سال 1957 تبلیغات زیرحسی به‌وسیله‌ یک متخصص امور تبلیغات به نام جیمز ویکاری به کار گرفته شد. او هنگام نمایش فیلم اسپارتاکوس در سالن سینما، عبارت پاپ ‌کورن بخورید و کوکا بنوشید را به مدت زمان سه هزارم ثانیه در هر پنج ثانیه یک‌بار، بدون اطلاع قبلی بینندگان روی پرده‌ سینما انداخت.

پس از آن، تماشاگران در خلال فیلم تمایل زیادی به خوردن پاپ‌کورن و کوکاکولا در خود احساس کردند. به ادعای جیمز ویکاری، فروش پاپ‌کورن در سالن حدود 37 درصد و فروش کوکاکولا 18 درصد افزایش یافت.

در سال 1979، چند فروشگاه زنجیره‌ای امریکایی، در نوار موسیقی متداول در فروشگاهها، صدای ضبط شده‌ من دزدی نمی‌کنم را با شدت صوتی کم در هر چند ثانیه به موسیقی اضافه کردند، به طوری که حس شنوایی خودآگاه آن را دریافت نمی‌کرد. طبق ادعا، ‌نتیجه این شد که در مدت 9 ماه، تعداد سرقتها در فروشگاه‌ها 37 درصد کاهش یافت.‌‌تبلیغات نامرئی، در احساس خودآگاه تأثیر ندارد اما ممکن است بر احساس ناخودآگاه تأثیر بگذارد.

 

نمونه‌ای معروف از یک پیام‌رسانی ناخودآگاه در حوزه‌ی فعالیتهای سیاسی، در فیلم تبلیغاتی جورج بوش علیه ال‌گور در سال 2000 وجود دارد. در این فیلم درست بعد از نمایش نام ال‌گور، بخش آخر کلمه‌‌ی بوروکرات (به معنای دیوان‌سالار)، یعنی کلمه‌ی رَت (Rat) به معنی موش، در کسری از ثانیه، به صورت لحظه‌ای نشان داده می‌شود. با وجود این، درباره‌ مؤثر بودن یا مؤثر نبودن تبلیغات زیرحسی، اختلاف نظر بسیاری وجود دارد.

با این همه، نورومارکتینگ را به کارد آشپزخانه تشبیه می‌کنند؛ ابزاری که در صورت استفاده‌ی صحیح، روشی بسیار سودمند و به نفع دو طرف مصرف‌کننده - تولیدکننده خواهد بود، چرا که نورومارکتینگ اصولاً از ابزارهای تحقیقات بازار است و نه ابزاری برای ذهن‌نویسی.

دیدگاه خود را بیان کنید

پشتیبانی آنلاین

تمامی حقوق برای شرکت فناوری اطلاعات گیلاس خندان محفوظ است