Days Gone - بازی

Days Gone

Days Gone

Days Gone

من چند وقتی است که در دنیا Days gone هستم,یک داستان پر جنب و جوش از کشتن زامبی ها در یک دنیای باز که به راحتی می تواند بیش از 60 ساعت از وقتتان را پر کند البته اگر بخواهید همه چیز را ببینید.یک ماجراجویی نا منظم اما راضی کننده که با وجود باگ های جزیی لذت کافی را توانستم ببرم.داستان بازی در همه جای بازی وجود دارد در حالی که ویژگی مهم بازی یا همان تعداد زیاد زامبی ها که به آنها hordes گفته میشود و گاه به بالای 100 تا میرسن است که جلوه ای بسیار ترسناک و شگفت انگیز به بازی داده اند, البته به همان سختی که اوایل نشان داده میشد نیست و از نقطه ای به بعد تکراری میشود.اما با این وجود Days Gone همچنان به همان بزرگی است که از آن  تعریف میشد.

اول از همه بیایم درباره باگ های بازی صحبت کنیم, که البته آن چنان نیست که نشود بازی کرد اما این باگ ها شامل مشکلات خروجی صدا,لحظات عجیب قریب AI و گیلیچ ها و افت فریم در بعضی قسمت های بازی است. برای بیشتر بازی این مشکلات در حدی نبود که نتوانم از بازی لذت ببرم.

مشکلات بازی رو که کنار بگدازیم Days Gone تر کیبی از مخفیانه وارد شدن به کمپ دشمن,مبارزه,ارتقای توانایی ها و وسایل خود با اتفاقات جهنمی مثل فرار از دسته های بزرگ زامبی است.این دنیای آخرالزمانی شباهت های زیادی به, Assassin's Creed Odyssey ,  Far Cry 5 و The Last of Us دارد. یک سیستم پیشرفت بسیار جامع وجود دارد که در طول بازی و انجام ماموریت ها برای بدست اوردن اعتماد جوامع کوچک شما میتوانید سلاح و لوازم خود را ارتقا دهید و مهارت های جدید یاد بگیرید. این هسته  اصلی این بازی  است, شما در طول بازی از یک راننده موتور که در طبیعت به تنهایی در گشت و گذار است به ایجاد روابط اجتماعی و داشتن هدفی برای جنگیدن سوق پیدا میکنید.در حالی که به عنوان یک بازیکن از یک فرد محتاط و فرصت طلب به یک حرفه ای که از هوش خود وتجربیاتی که در طول مسیر بدست اورده استفاده میکنید.

هیولای های اصلی داستان که به انها Freakers میگوییم ,انسان های جهش یافته (و کاملا زنده) هستند که توسط ویروسی بیمار شده اند. در شروع بازی حتی یکی از این موجودات به اندازی کافی ترسناک هست چون شما وسایل لازم و تجربه کافی برای کشتن آنها را ندارید و اگر دو یا سه تا از آنها متوجه شما شوند این به معنی پایان بازی است.به خاطر همین شما در اول بازی سعی میکنین محتاطانه در لابه لای درختان منتظر فرصتی برای مخفیانه کشتن انها باشید. اما با گذر زمان و بدست اوردن وسایل بیشتر و ارتقای خود میتوانید گروهی از انها را شکار کنید.این یک رشد تدریجی و رضایت بخش است که بسیار محسوس است و تا زمانی که یه لحظه به عقب فکر نکنید و بیاد نیاورید که چه اتفاق هایی را پشت سر گذاشته اید متوجه آن نمیشوید.

بازی دسته ها

حتی زمانی که بهترین وسایل را دارید و خودتان را ارتقا داده اید باز هم این دسته های زامبی ((Hordes  میتوانن بسیار ترسناک و پر از استرس باشند.شنیدن ناله های دل خراش, چنگ زدن به هر چیزی که مقابلشان باشد وحرکت کردن دیوانه وار بین ماشین ها هیچوقت قدیمی نمیشود. با این حال، آنها فقط در اطراف نقشه پراکنده هستند - در غارها در گوشه نقشه نقطه گذاری شده اند و یا در گورهای دسته جمعی قرار گرفته اند - تقریبا بدون هیچ توضیحی و یا قصدی. در بعضی مکان ها تعدادی بشکه های انفجاری و کامیون وجود دارد که به کمک انها میتوانین جلوی زامبی ها رو بگیرید در غیر این صورت شما باید به کمک قرار دادن بمب ها , پرتاب کردن مولوتف و به عقب نگاه کردن و امید داشتن این مراحل رو رد کنین.

نکات مهم

با جلو رفتن شما یک منطقه جدید در نقشه باز میشود (و خیلی جلوتر یک منطقه دیگه باز میشود) و هدف اصلی بازی مشخص تر میشود حتی احساس میکنید در حال دیدن یک سریال هستید که تازه مسیر خود را بعد از فصل دوم پیدا میکند , همانطور که به نقاط جدید میروید روند روایت داستان سبک تر میشود ,بهتر میتوانید ارتباط بر قرار کنید و با چیز های بیشتری رو به رو میشوید.از اواسط بازی به بعد شما با چندین کارکتر جذاب اشنا میشوید که به روند داستان کمک زیادی میکنند و باعث ایجاد سکانس های احساسی میشوند.گرچه این را باید اضافه کنم که تا اخرین لحظات بازی موضوع اصلی بازی مشخص نمیشود و من حتی کمی از پایان داستان عصبانی هستم چون چیزی که به نظر تغییرناپذیر است و حتی با عقل جور در میاید بشکلی به پایان میرسد که انگار کل بازی یک رویا بوده است.

همه  اینها به کنار شخصیت بازی ینی دیکسون دارای تضاد هست, در بیشتر بازی او یه شخصیت شوخ و دوست داشتنی است و با بقیه شخصیت ها در ارتباط هست اما در همین حال نفرت بسیار بزرگی در درونش وجود دارد  که گاهی به خود میگوییم خیلی اروم تر هم میشد این قسمت از بازی رو رد کرد در حالی که دیکسون از خشونت زیادی استفاده میکند.البته این را بگویم اگر با کشتن کلی ادم توسط نیتن دریک قهرمان سری بازی های آنچارتد کنار نمیایید هیچوقت نمیتوانید خشونتی که دیکسون از خود نشان میدهد را تحمل کنید.

 بازی چرخ

کارکتر مهم دیگر بازی همان موتور است که دیکسون با کمک ان به گشت و گذار میپردازد. البته بر خلاف بازی هایی که اسب دارند و شما میتوانید با سوت زدن اسب هایتان را صدا بزنید کمی طول میکشد به اینکه موتور را کجا پارک کرده اید و  اینکه باید حواستان به باک بنزینتان باشد عادت کنید. متفاوت است اما این مهمترین وسیله است که میتوانید از ان استفاده کنید که میتوانید هم ان را ارتقا دهید و هم تزیین کنید.من بسیار دلبسته موتور خود شده بودم , قرمز گیلاسی و شعله های اتش در مخزن گاز.این را بگویم که جهان Days Gone  انقدر زیبا هست که ساعت ها با موتور خود به گشت زنی ادامه دهید.

دنیای Days Gone  بزرگتر از آن است که بخاطر چند باگ و گلیچ بخوایم از بازی لذت نبریم. من توانستم اتفاقات جدید و پر هیجانی رو تجربه کنم مثل زمانی که برای اولین بار بنزین موتورم تمام شد و در تاریکی شب در حالی که ترس زیادی رو حس میکردم دنبال بنزین میگشتم و یا لحظه ای که در یک غار بودم و وقتی مشعلم را برگردوندم نزدیک به 50 تا زامبی را دیدم که به من خیره شده اند.این ها لحظاتی هستن که با من خواهند ماند.شاید به بزرگی و خوبی عناوین گذشته سونی مانند God of War  و  Spiderman  نباشد اما همچنان ارزش بازی کردن را دارد.

 

 

Source:GamesRadar

دیدگاه خود را بیان کنید

پشتیبانی آنلاین

تمامی حقوق برای شرکت فناوری اطلاعات گیلاس خندان محفوظ است